من دیگه دل ندارم!!!!
لبِ دریا دلمُ توی یه بطری میذارم
بطریُ به موجای عاصیِ دریا میسپارم
دیگه خستهاَم از این دربهدریهای مدام
بذارین همه بدونن ! من دیگه دل ندارم
بس که دست به دست شده این دلِ ساده خستهام
بس که پشت پا زدن به این پیاده خستهاَم
دیگه از دنیایی که تو اون همه آرزوهام،
مثِ بادکنک توی پنجهی باده خستهاَم
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت 11:39 توسط حامد
|